خرمقدس

a site for uptight people

Monday, May 19, 2003

�رزندان دور از وطن


شايد براي نوشتن اين مطلب يك ه�ته دير شده باشه ولي به قول انگليسي ها:later ,better than neverه�ته پيش كه استقبال بي نظير مردم لبنان از خاتمي نقل همه محا�ل خبري,مطبوعاتي وتلويزيوني شده بوداحتمالا شما هم مثل خاله قزي هايي كه تو ص� اتوبوس درباره حمايت مالي ايران ازعرب هاي لبنان نطق هاي آبكي ايراد ميكنند شاكي شديد و غرولند كنان كانال تلويزيون را عوض كرديد.اگر اينطوره بايد بگويم كه كمي عجله كرديد چون شيعيان لبنان نه تنها عرب نيستند بلكه از لحاظ نژادي از خالص ترين ايراني ها محسوب مي شوند.دراين باره �رضيه اي وجود داره به نام �رزندان دور از وطن.همان طور كه مي دانيدلبنان هم مثل سويس و ايران يك كشور Multinationalمحسوب ميشود به اين شكل كه در اين كشور 14 قوم مختل� زندگي مي كنند كه هر كدام ثمره دوره اي از استيلاي يك امپراتوري بزرگ در اين كشور حاشيه مديترانه اند�ينيقي ها,يونانيها ,پارسي ها,رومن ها,پاشاهاي عثماني و بالاخره عربها هر كدام در دوره اي براين منطقه حكومت كرده اند.ولي در حال حاضر چنان توازن ظري�ي بين اين چهارده قوم وجود داره كه هر عامل بر هم زننده توازن ميتواند منجر به يك جنگ خانگي تمام عيار بشه مثل آن چيزي كه در سال 1981ات�اق ا�تاد.در اين سال با اخراج �لسطيني هاي آواره به خاك لبنان توازن جمعيتي به ن�ع عرب هاي سني كه ازنژاد سامي هستند به هم خورد ونتيجتا ماروني ها كه مسيحي هاي شارلماني تبارهستنداين وضع راتحمل نكردندو �اجعه قتل عام صبرا و شتيلا بوجود آمد.اجازه بدهيد به اصل مطلب بر گرديم:اگر تا به حال به پاسارگاد(پارسه)س�ر كرده باشيدحتما وصيت نامه كوروش را كه بر سر در مقبره اش حكاكي شده مشاهده كرده ايد.اين وصيت نامه را كوروش در شهر صيدا(واقع در جنوب لبنان) تنظيم كرده و در آن درخواست كرده كه در صورت �وت در هر نقطه از امپراتوري جسد او را به پارسه منتقل كنند و در آنجا به خاك بسپارند.در زمان حضور كوروش در لبنان اولين تعامل هاي مثبت بين ايراني ها و �ينيقي ها شكل گر�ت و دو ملت براي رويارويي با دشمن مشترك(يونان)آماده همكاري شدند ولي مرگ كوروش در ناحيه شرقي امپراتوري اين همكاري ها را ناتمام گذاشت.بعد از كوروش ,داريوش كه در �كر حمله دريايي به يونان بود به شدت روي متحدين دريانورداش(كه همان �ينيقي ها باشند)حساب باز كرده بود ولي چون اين حمله محقق نشد تصميم گر�ت كاري بكند كه مردم اين ناحيه براي هميشه متحد ايران باقي بمانند تا در موقع مقتضي بتوان از اين رابطه در معادلات سياسي ,نظامي بهره برد.براي همين دستور داد چند هزار ن�راز سربازان محا�ظ پرچم كه از خوش قيا�ه ترين و تنومند ترين ا�راد محسوب مي شدند با دختران �ينيقي ازدواج كنند و جاگير شوند.اين سياست در دولت هاي هخامنشي و ساساني بسيار رايج بوده و بدين شكل حضور خودشان را در سرزمين هاي تازه تصر� شده تثبيت مي كرده اند.بدين ترتيب كيلومتر ها دور تر ازسرزمين اصلي ايران كوچكي شكل مي گر�ت كه مردم آن همواره به مام ميهن چشم داشتندوحتي در پس از اسلام هم خود را ملزم به به تبعيت از ايران ميدانستند براي همين پس از رويكرد ايراني ها به مذهب تشيع لبناني هاي ايراني تبار هم خود را ملزم به پذيرش آيين تازه ديدند.جالب اينكه آنها مستقيما اززرتشتي گري روي به مذهب تشيع آوردندومثل ما دوره انتقالي را تجربه نكردند.هر چند اين مساله از لحاظ علمي كاملا به اثبات نرسيده ولي شواهد بسياري در اين رابطه وجود داره,از جمله اينكه شيعيان لبنان مثل ايراني ها مزوس�ال (داراي جمجمه متوسط مايل به بزرگ)وداراي پوستي روشن و گونه هايي صا� هستنددر حالي كه عرب ها عموما جمجمه كوچك,گونه هاي برجسته ,پوستي گندمگون وچانه نوك تيز دارند(براي مثال قيا�ه اميل لحود را در نظر بگيريد)واز همه شگ�ت انگيز تر اينكه آنها استعداد عجيبي در تكلم زبان پارسي بدون لهجه عربي دارند ,چون همان طور كه مي دانيد عرب ها -حتي عربهاي خوزستان-بخاطر تل�ظ حرو� حلقي از بيان سليس كلمات پارسي عاجزند در حالي كه سرود هاي �ارسي حزب الله لبنان و از جمله سرود خير مقدم براي خاتمي كه به شكل باور ناپذيري روان و بدون لهجه بود بار ها از رسانه ها پخش شده.ازاين دست پيوند هاي قومي نژادي در دنيا زياد پيدا ميشه مثل علاقه آرژانتيني ها به ايتاليا(خودتان ببينيد چند آرژانتيني با نام هاي تابلوي ايتاليايي در كالچو بازي ميكنند),علاقه انگليسي ها به آمريكايي هاو بالعكس(با وجودي كه انگليس يك كشور اروپايي است ولي با آمريكا روابط مستحكم تري دارد تا اتحاديه اروپا),علاقه ماروني ها و سوريه اي ها به �رانسه(بااشاره به حكومت هاي شارلماني وحضور شواليه هاي �رانك در جنگ هاي صليبي)و...كه البته نوشتن اش از وقت من و خواندنش از حوصله شما خارج است وگر نه در اين باره حر� زياد دارم.در ضمن از �اصله زماني زيادي كه بين نوشتن مطالب پيش مي آيدپوزش ميخواهم.چاكر شما هم هستيم!