simplicity آري,سادگي هرگز
تو ايستگاه راه آهن علاÙ� شده بوديم نصÙ� شبي,بين اونهمه آدم جورواجوردو تا آدم ديلاق با قياÙ�Ù‡ هاي خاص جلب توجه ميكردند,لاغر ولي ورزيده با لباسهاي رنگ Ùˆ رو رÙ�ته,شلوار نخ نما,يه كوله پشتي Ù�ريمدارو يه ريش قد بن لادن!جوري كه اگه بخاطر چشمهاي سبزشون نبود Ù�كر ميكردي گروه Ù�شاريند! Ø·Ù�لكيها ØÙŠØ±ÙˆÙ† Ùˆ سرگردون تابلوها رو نگاه ميكردند Ùˆ لابد
تو اين Ù�كر بودند كه چرا تو ايستگاه راه آهن يه شهر ده ميليوني همه تابلو ها Ù�ارسي اند.طرز لباس پوشيدنشون منو ياد يه خاطره اي ميندازه:جاي همتون خالي با بودجه دانشگاه رÙ�ته بوديم ارگ بم صÙ�ا!قياÙ�Ù‡ هامون ديدني بود انگار اومديم عروسي.براي يه مساÙ�رت 8 روزه ده دست لباس برداشته بوديم,كيÙ�ها مملو از ,لوشن , aftershave ,ژيلت سه تيغه,باتري شارژر,تلÙ�Ù† همراه ,واكمن Ùˆ يه كوه نوار براي اينكه اØÙŠØ§Ù†Ø§ ØÙˆØµÙ„Ù‡ مون سر نره .پيش خودمون Ú¯Ù�تيم بچه ها اونجا خارجي زياده نبايد كم بياريم.از دروازه ارگ كه وارد شديم
بغير از يه گله پير زن Ùˆ پير مرد آلماني ,سه تا جوان هم سن Ùˆ سال خودمون ديديم,دو تا پسر Ùˆ يه دختر.ژوليده Ùˆ خاكي بالباس هاي Ø±Ø§ØØª ÙˆÚ¯Ù„ Ùˆ گشادو رنگ Ùˆ رو رÙ�ته Ùˆ يه دوربين ØØ±Ù�Ù‡ اي cannonهمين!ويرم گرÙ�ت برم جلو Ùˆ اظهار Ù�ضل كنم,Ù�رانسوي بودند Ùˆ دانشجوي بازرگاني.بعد از سوال Ùˆ جوابهاي معمول اومديم براشون كلاس بگذاريم وپز خونه نياكانمون رو بديم .سرمو بالا گرÙ�تم واز موضع داناي كل Ú¯Ù�تم: ?Did you happen to know that this place is the greatest adobe construction in the world
ديدم لبخند معني داري ميزنه,يه كتاب به زبان Ù�رانسه درباره ارگ بم از زير بغلش در آورد Ùˆ شروع كرد درباره قسمتهاي مختلÙ� ارگ ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯Ù† لامذهب انقدر به سوراخ سمبه ارگ وارد بود كه انگار خونه عمه شه وقتي راهنما اومد كه قسمتهاي مختلÙ� رو ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¨Ø¯Ù‡ همچين نت برمي داشتند كه آدم Ù�كر ميكرد ØØªÙ…ا تو Ø§Ù…ØªØØ§Ù† آخر ترمشون از ارگ بم سوال مياد
بچه هاي ما كه هيچي از ØØ±Ù�هاي راهنما Ù†Ù�هميدن يعني واكمنها نمي گذاشت كه بÙ�همند.موقع عكس گرÙ�تن جلوي اصطبلي كه آغا Ù…ØÙ…د خان ,لطÙ�عليخان زند روتوش كور كرده ,خانم ها آينه ها رو در مياورند Ùˆ تجديد گريمي ميكنندمبادا عكس بد در بياد Ùˆ دست كسي بياÙ�ته Ùˆ...بعد آنچنان سوژه رو "ماسكه"ميكنيم كه هيچي از اصطبل تو عكس معلوم نميشه.Ù�رانسويها
منتظرند ما صØÙ†Ù‡ رو تخليه كنيم تا از خود اصطبل يه Ù�ريم عكس بگيرندموقع بالا رÙ�تن از برج هم اونقدر نگران بلو جين ترك مون هستيم كه پير زنهاي آلماني هم از ما سبقت ميگيرند.من هم به طبعيت جمع بي خيال ØªÙˆØ¶ÙŠØØ§Øª راهنما ميشم Ùˆ واكمن رو روشن ميكنم. صدايCat Stevens تو گوشم ميپيچد:
When we had simplicity and we had
Warm toast for tea and we laughed
And needed love.. yes, I do
Oh and I remember you
خرمقدس
a site for uptight people
.jpg15156.jpg)
