خرمقدس

a site for uptight people

Wednesday, April 16, 2003

A Teddy Bear problem!


لعنتي همه جا ديده ميشه.تو اتاق خواب دختر هايي كه 15 سال از عروسك بازي شون گذشته,پشت شيشه عقب پرايد وپروتون پسراي تازه به دوران رسيده,گاهي هم از زيپ كوله پشتي آدمهايي آويزونه كه قد عمه من سن دارند.شايد �كر كنيد كه دارم حساسيت بي مورد نشان مي دهم يا الكي مته به خشخاش مي گذارم ولي بارور كنيد ابدا اينطور نيست.همان طور كه تب يا �شار خون بالا ,خبر از يك بيماري مهلك و كشنده مي دهد,اين مساله هم نشاندهنده يك مشكل عميق روحي بين مردم ماست.يادمه اولين باري كه يكي از دختر ها "تدي بير"اش را با خودش به اردو آورده بود و گ�ت كه شبها بدون اون خوابش نميبره پيش خودم �كر كردم كه لابد ميخواهد جلوي بقيه خوشمزگي كنه و اينكارش را به حساب جلب توجه گذاشتم ولي يواش يواش ديدم كه مساله خيلي جدي تر از اين حر�هاست و مثل اينكه �قط منحصر به يكي دو ن�ر بچه ننر بالا شهري هم نيست. اين مساله ادامه پيدا كرد,به شكلي كه اينجورآدمها كه در ابتدا خيلي به ندرت به چشم مي آمدندودرواقع يك جور استثنا محسوب مي شدند,تدريجا تبديل به يك تيپ اجتماعي شدنداين بار تنها ا�راد حساسي مثل من نبودند كه متوجه حضور اين تيپ جديد شده بودند,بلكه زنگ خطر براي همه به صدا درآمده بود:به خاطر بياريد سكانسي را از �يلم" متولد ماه مهر"جايي كه ميترا حجار ماشين اش را در محوطه دانشگاه پارك ميكند,عروسكش را در صندلي عقب مي گذاردوخطاب به عروسك ميگويد:جايي نرو!من زود برميگردم.شيشه را كمي پايين ميكشد تا عروسك خ�ه نشود و سپس براي پيوستن به تحصن دانشجويي به همكلاسي هايش ملحق ميشود.شايد اين مساله زمان پخش �يلم كمي اغراق آميز به نظر ميرسيد ولي الان كاملا باور پذير است.اگر تا چند سال پيش پسرها به نامزد ودوست دخترشان گل رز ,ديوان اشعار يا نهايتا گوشي تل�ن همراه هديه مي دادند,الانه عروسك كاملا جانشين اين هدايا شده.چند تا �روشگاه مشهور راميخواهيد نام ببرم كه به عروسك �روشي رو آورده اند؟�روشگاه معرو� خيابان زرتشت تقاطع �لسطين,�روشگاه تازه تاسيس مجتمع پايتخت,عروسك �روشي بازارچه شهرداري در گيشا,عروسك �روشي يوس� آبادو...مساله اساسي اين است كه اين �روشگاه ها با اسباب بازي �روشي ها ت�اوت ماهوي دارند,مشتري �روشگاه هاي اسباب بازي بچه هايي هستند كه به حكم شناسنامه بچه اند,ولي مشتري عروسك �روشي ها كساني هستند كه از لحاظ �كري هنوز به بلوغ اجتماعي نرسيده اند.اين مساله شايد ساده به نظر بيايد ولي بخوبي پرده ازبعضي مشكلات حاد اجتماعي مثل طلاق برمي داره,توقع بي جايي است اگر از كسي كه هنوز خودش را بچه احساس ميكند بخواهيم وارد جريان زندگي واقعي بشه و بخواهد با مشكلات روزمره زندگي در بيا�ته.دنياي اينجور آدمها خيلي كوچكتر از دنياي واقعي است.در مغز آنها مسايلي مثل مخارج زندگي ,مشكلات مادي,درگيري هاي شغلي,اجاره خانه, هويت ملي,كشمكش هاي سياسي,گرسنگي مردم آ�ريقايا آوارگي مردم �لسطين راه ندارد,اين آدمها گرچه به لط� �يلمهاي porno و سريالهايي نظيرbay watchدر 14 سالگي به بلوغ جنسي ميرسند ولي با توجه ر�تارشان بعيد ميدانم كه در سن 40 سالگي هم به بلوغ �كري برسند.وقتي شب �را ميرسه و اين آدمها عروسكشون را در آغوش ميگيرند و بهش شب به خير ميگويند ,از نظر آنها تمام مشكلات دنيا به پايان ميرسه.من هم بهتره آنقدر بدبين نباشم و به همين خرس پشمالو رضايت بدم آخه خودم شنيدم كه يكي از دخترها خطاب به بقيه ميگ�ت:ديگه تدي بير از مدا�تاده , به دوستام گ�تم اگه قراره براي تولدم چيزي بگيريد-گلاب به روتون!-يك عروسك دراز گوش خاكستري هديه بياريد!

تجاهل العار�

يكي از صنايع ادبي مهجور در ادبيات �ارسي صنعت تجاهل العار� است.دراين صنعت شاعر يا نويسنده با وجودآگاهي كامل از يك مساله ياحقيقت مسجل,خود را نسبت به آن مساله ناآگاه جلوه ميدهد-در واقع خود را به كوچه علي چپ ميزند!-در بين نويسندگان معاصر جز معدودي همانند كيومرث صابري �ومني(گل آقا)بقيه اين صنعت را به دست �راموشي سپرده اند.غرض آنكه اگر گهگاه گل واژه اي !در دستنوشته هاي نگارنده مشاهده كرديد, آن را به حساب �قد ادب و جهالت حقير نگذاريد!زياده جسارت است .الاحقر:حمارالمقدس

Sunday, April 13, 2003

چه خوش بود كه برآيد به يك كرشمه دو كار


ظاهرا تلاش بيهوده اي است اگر بخواهم از سياست ننويسم,اين روزها-مثل همه روزها-هنر و �رهنگ و اقتصادبا سياست آميخته شده,جوري كه حل همه مشكلات جامعه منوط به گره گشايي هاي سياسي شده,ما هم ابايي نداريم كه براي رسيدن به مقصود دلمان از باتلاق سياست عبور كنيم,به قول شاعر :چه خوش بود كه برآيد به يك كرشمه دو كار! جدا از خط و ربط هاي سياسي ه�ت رنگي كه در كشور به و�ور پيدا مي شود,�قر منابع مكتوب سياسي نسبتا بيطر� هم خودش مصيبتي است.تغذيه سياسي جامعه عمدتا از طريق روزنامه هاي خالي بند
جناحين كذايي صورت ميگيرد,كه مسلما به دليل ذي الن�ع بودن در چپو چپوهاي احتمالي هيچ كدام مورد وثوق نيستند.از بين منابع خارجي هم بخاطر همه گير نبودن آموزش زبانهاي زنده اي مانند �رانسه,آلماني و ايتاليايي ,منابع انگليسي به تنها مراجع مورد است�اده تبديل شده اند.در حالي كه موضع گيري هاي كشورهاي سابق الاشاره در قبال ايران بيطر�انه تروسابقه استعماري و بالطبع من�عت طلبي آنها در ايران كمتر است.بگذريم,مثل اينكه بحث خيلي جدي شد.راستش همه اين حر�ها مقدمه چيني براي معر�ي كردن ورژن �ارسي يك سايت �رانسوي است,از چندي پيش نسخه �ارسي لوموند ديپلماتيك روي شبكه قرار گر�ته,موضع گيري هاي اين سايت در نوع خودش جالب و ديدني,نه ببخشيد خواندني است!اگر وقت كرديد سرمقاله جديداين پايگاه را با موضوع "جنگ براي ن�ت ؟ از دروغ تا واقعيت"مطالعه كنيد,مطمئن باشيد خالي از لط� نيست!