خرمقدس

a site for uptight people

Sunday, November 17, 2002

Long live Führer


خدا رحمت كنه مرحوم پدر بزرگم را ,خدا بيامرز قيا�ه خيلي خاصي داشت:موهاي صا� و يكوري,صورت لاغر واستخواني و يك سبيل مثل چارلي چاپلين!خلاصه قيا�ش كپ نويسنده كتاب "نبرد من"بود.طبق روايت مشهوري كه ميگه تره به تخمش ميره حسني به باباش دست بر قضا ما هم از حس ناسيوناليستي اون مرحوم بي نصيب نمونديم.سه شنبه پيش بعد از دو ه�ته غار نشيني گ�تيم خير سرمون بريم بيرون يه هوايي عوض كنيم تا بلكه مخ تعطيلمون كشش دوزار درس خوندن رو داشته باشه اما چشمتون روز بد نبينه از وقتي پايم را از در گذاشتم بيرون تا موقعي كه دوباره برگشتم خونه آنقدر انواع نابساماني هاي �رهنگي,ترا�يكي ,اجتماعي ,اقتصادي واز همه بدتر ا�غاني ديدم كه دور از جون شما از بيرون ر�تنم مثل ...پشيمون شدم.اصلا تازگيها از شنيدن كلمه ا�غاني آلرژي ام عود ميكنه و كهير ميزنم.نميدونم اين اواخر از خونه خارج شديديا نه ولي به نظر ميرسه كه خيلي آرام و ساكت شهر به تصر� نوادگان اشر� ا�غان درآمده بيگانه هاي چشم بادامي -البته از آن بادامهاي كرم خورده اش- همه جا ديده ميشوند:سر چهار راه,تو ص� نانوايي بربري,در مطب دكتر,داخل مترو,زير زمين,روي زمين,اينجا ,آنجا, همه جا �قط كا�يه دستت را دراز كني تا يكي از اون ه�ت خط هاش بياد تو دستت.و البته چقدر پر توقع هم هستنند,چند وقت پيش نزديك يكساعت و نيم در مطب دكتر متخصصي در يوس� آباد منتظر بودم تا نوبتم برسه,چون حوصله ام سر ر�ته بودبراي چند دقيقه به طبقه همك� ر�تم كه مجله اي بخرم وقتي برگشتم نوبت من رسيده بود وخانم سكرتر طناز!من را به داخل مطب هدايت كرد ميخواستم برم تو كه يكهو ديدم ا�غاني شپشويي كه تازه از گرد راه رسيده داره خطاب به خانم منشي عربده ميكشه كه چرا خارج از نوبت راه ميدهي و نو بت منه و از اين مذخر�ات.ميخواستم همانجابهش بگم كه آخه مرتيكه اگر مسئولان گاگول اول انقلاب ,برادران !مبارز و معاند و مجاهد!ا�غاني را به اين خراب شده -منظور همون ايران خودمونه!-راه نميدادند كه جنابعالي الان تو مملكت خودت ميان پشگل بز و پيشاب دراز گوش نشسته بودي,جالبتر اينكه وقتي از مطب بيرون مي آمدم ديدم كه همان ا�غاني داره سر پول ويزيت با منشي كل كل ميكنه چون ميگ�ت كميسارياي عالي پناهندگان بايد هزينه درمانش رو پرداخت كنه وحاضر نبود يه پاپاسي هم پول بده.تازه اين وضعيت پايتخت مملكته,خدا به داد شهرهايي مثل زابل برسه كه با هجوم 200000 مهاجر ا�غاني مواجهند.واقعا نميدونم كه ديگه چه بلايي قراره سر اين كشور مادر مرده بياد.ميترسم از اون روزي كه چشممون را باز كنيم و ببينيم كه ديگه چيزي از آن ژرم پلاسم خالص ايراني كه اينهمه بهش ا�تخار ميكنيم باقي نمونده باشه و بچه هاي اين مملكت بجاي اينكه شبيه اجداد ايراني شون باشند شبيه محمود و اشر� ا�غان يا خداي نكرده شبيه ملا عمر از كار دربيايند!نميدانم كساني كه ايران را به بزرگترين كشور مهاجر پذير دنيا تبديل كرده اند چي �كر ميكنند يا شايد اصلا �كر نميكنند.آخه بابا اگر آنور آب كشوري مثل هلند به سورينامي ها پناهندگي ميده بخاطر اينه كه تو آنهاچهار ن�ر مثل گوليت و رايكارد و داويدز و وينترز پيدا ميشه كه براي كشورشون ا�تخار كسب كنه .ياببينيد از بين مهاجر هاي هندي و پاكستاني در انگلستان چند ن�رشون هيات علمي و تحصيل كرده اند.حتي كاناداي مهاجر پذير هم هر ژيپسي و بي سر وپايي را به كشورش راه نميده,ميگيد نه؟تشري� ببريدخيابان كوه نور تا معلومتون بشه.حالا همه اينها بكنار,ظاهرا مصائب جديدتري هم در راهه كه در مقابلش مسائل �علي هيچه.چند وقت پيش تحليل سياسي را از اوضاع عراق ميخواندم مبني بر اينكه امريكا با حمله به عراق ميخواهد يك تير و چند نشون بزنه به اين شكل كه قراره بعد از تسخير عراق, دو ميليون اواره �لسطيني را در شمال اين كشور كه با�ت جمعيتي كرد داره اسكان بده تا هم اسرائيل را از دست آنها خلاص كنه ,هم يه همسايه عرب سني مذهب ايراني ستيز مجازي براي ما درست كنه و هم مهاجرهاي كرد را كه در نتيجه اين طرح آواره ميشوند به داخل ايران سرازير كنه چون ميدونه ايران با وجود بيكاري و هزار مصيبتي كه داره هيچ وقت دست رد به سينه برادران مسلمانش نميزنه حتي اگه مجبور بشه براي اين كار با پول ن�ت از آمريكا گندم بخره و نان سوبسيد دار در اختيارشون بگذاره و لابد بعد از بيست سال هم اگر ميل شان كشيد كه برگردند به كشورشان ن�ري دويست دلارپول تو جيبي بهشون بده.حالا عوارض اقتصادي اين قضيه بدرك ,دهها برابراين پولها حلالشون باشه اگه مشكلات ديگه تو اين چيزي كه ما بهش ميگوييم مملكت درست نكنند:از سرقت و جنايت گر�ته تا ازدواج هاي غير قانوني با دختر هاي ايراني كه بنظر من از صد تا جنايت هم بدتره وواقعا چه چيزي تراژيك تر اين كه پدري از شدت �قر براي خلاص شدن از شر يك نون خور در ازاي شير بها يا پيشكش ناچيزي پاره تنش رو در اختيار يك ا�غاني بي هويت بگذاره.حالاهي امثال ابوال�ضل جليلي -كه خيلي بهش ارادت دارم-بروند از اين ماجراهاي تراژيك �يلمهاي رمانتيك مثل "دلبران"بسازند و اسم اين �اجعه را بگذارند عشق بدون مرز!بابا به چه زبوني بگم:ملت,ايرانيها,مسلمونا,جماعت به اندازه يك سر سوزن به �كرآينده اين خراب شده اي كه ما بهش ميگيم وطن باشيد.