خرمقدس

a site for uptight people

Saturday, October 19, 2002



اندر �وايد تيغ تيز سانسور
تا حالا شده به جنبه هاي مثبت يك واقعه ناخوشايند �كر كنيد؟مثلا �كر كرديد كه اگه بيماري هاي كشنده يا جنگ و خونريزي وجود نداشت يا زايمان انقدر پر درد و رنج نبود,الان كره زمين چه وضعيتي داشت.ميگويندكه خدا گرگ را خلق كرده تا با خوردن گوزن هاي بيمار سلامتي گله رو تضمين كنه.يكي از همين پديده هاي من�ي در جامعه ما كه جنبه هاي مثبتش �راموش شده سانسوره.در اين كه ليبراليسم بزرگترين دستاورد مدنيت است حر�ي نيست ,ولي �كر ميكنم در جامعه اي كه مردمش هنوز ال�باي است�اده صحيح از آزادي را نميدونند,سيستم هاي قرون وسطايي بهتر جواب ميده.از طر�ي كي ميتونه منكر اين حقيقت بشه كه سانسور بهترين وسيله براي بروز خلاقيتهاست.برجسته ترين نويسنده ها,كارگردانها,هنرمندان و...در كشور هاي اينور دنيا ثمره دوران اختناق هستند ,چرا؟چون سانسورهنرمند رو به سوي ابداع شيوه هاي نو براي بيان نظراتش سوق ميده.در اين زمينه ميتونم لااقل 1000 تاشاهد مثال!براتون بيارم,نمونه اش همين مصاحبه اي است كه با سوسن تسليمي -اولين سوپر استارزن سينماي بعد از انقلاب-در سوئدانجام شده:"...ميگ�تند دويدن زن در �يلم اشكال دارد,چون اندامش تكان ميخورد.خب,در زندگي عادي آدم ميدود,وقتي هم ميدود�كر نميكندچه طوري بايد بدود,هر كس يك جوري ميدود.اما تمام مساله و �كر و ذكر من در �يلمهايم اين بودطوري بدوم كه اين صحنه قيچي نشود در همان �يلم باشو...واقعاخيلي چيزها را رعايت كردم.حتي يك سبك خاص دويدن ابداع كردم.ساعتها نشستم �كر كردم به چه شكلي بدوم كه �يلم مجوز نمايش بگيرد.مدتها تمرين كردم تا بالا خره اين شيوه دويدن را پيدا كردم كه هم تصنعي و غير طبيعي نباشد و هم دچار دردسرنشوم."كسي چه ميدونه شايد علت بوجود آمدن دوران �ترت -يا به قول يكي از دوستان دوران آبستني!-درسينماي ايران بعد از دوم خرداد همين عامل باشه.هنرمندبايد با حري� قدري مثل سانسور دست و پنجه نرم كنه تا هم استعدادش شكو�ا بشه و هم انگيزه و هد�ش را �راموش نكنه.شايد قبول چنين استدلالي يه كم مشكل باشه ولي اين مساله ايه كه بارها در عمل به اثبات رسيده,هنر منداني مثل آندره تارك�سكي ,پاراجان�,چنگيز آبولادزه,مخملبا�,آندره وايداو... ثمره دوران سانسور هستند.راستي حاكميت 5 ساله جامعه مدني كدوم هنر مند برجسته را تحويل اجتماع داده؟

يك بام و دو هوا

ه�ته گذشته همزمان با س�ر"جك استرا"به تهران,ات�اقاتي حاشيه اي روي داد كه مورد توجه محا�ل سياسي و رسانه اي قرار گر�ت.اين ات�اق,عدم ارائه رواديد به "كريستين امانپور"خبر نگار سي.ان.ان.براي حضوردر ايران و پياده شدن اجباري او از هواپيماي استرادر نيمه راه بود.اما جالب توجه تر از اين ات�اق استدلال"كمال خرازي"وزيرخارجه ايران بود كه در هنگام كن�رانس خبري مشترك با استرا در پاسخ و پرسشي در اين باره آن را عكس العملي به اقدامات آمريكاعنوان كردكه مشابه آن براي برخي چهره هاي �رهنگي كشور از جمله"عباس كيا رستمي"رخ داده و دولت واشگتن آنها را به آمريكا راه نداده است.طرح چنين موضوعي از سوي وزير خارجه مي توانست نشانگر توجه حكومت ايران به اهل �رهنگ و هنر باشد.چرا كه دولت حاضر شده است تا در مقابل ر�تارهاي نادرست ديگر كشورهادر قبال شهروندانش,واكنش نشان دهدو با وجودهزينه هاي احتمالي,پاسخي قاطع به طر� مقابل بدهد.اما اين خوشبيني چندان دوام نيا�ت.تنها يك روز بعد از اظهارات خرازي,خبري ديگر درباره كيارستمي دز روزنامه ها درج شدكه حكايت داشت,30 دقيقه از آخرين ساخته اين كارگردان براي اكران در داخل كشور سانسور شده و در نتيجه,او از اكران آن در داخل كشورخودداري كرده است.اين اقدام كه از سوي معاونت سينمايي وزارت كشور صورت گر�ته,عملا در تناقض با ادعاي وزارت خارجه قرار داشت كه توجه به شان و جايگاه اهل �رهنگ را به ذهن متبادر مي ساخت.تناقض موجوداين شبهه را به ذهن ميآورد كه طرح موضوع كيارستمي از سوي وزير خارجه تنها يك "است�اده"از اهل �رهنگ براي توجيه تصميمي از پيش اتخاذ شده بوده است.در غير اين صورت,ضروري است سخنگوي دولت يا مسئولان وزارت ارشاددرباره نوع برخورد با ساخته كارگرداني كه تا اين حد از سوي دولت مورد توجه و عنايت است,پاسخي در خور بدهند .چه,در غير اين صورت هيچ استدلالي نمي توان اقامه كرد مگر آنكه ما با دو كيارستمي مواجه هستيم كه يكي است�اده خارجي دارد و ديگري با محدوديت ها و بر خورد هاي خاص داخل كشور دست و پنجه نرم ميكند.(به نقل از همشهري27/7)