خرمقدس

a site for uptight people

Tuesday, May 13, 2003

نمايشگاه از مصدرنمودن




اون ور آب معمولا رسم بر اينه كه اگر كسي بخواهد عياشي كنه ميرهnight club اگر هم هوس پيك نيك به سرش بزنه ميره camping,براي بچه ها همtoyland و هزار كو�ت ديگه وجود داره,اهل ذوق و هنرforum مي گذارندودختر پسر ها همdate شان را بسته به سطح كلاسشان درdisco dance ياopera و البته بدور از چشم اغيار برگزار مي كنند و از همه مهمترخرده �روشان و دوره گردان بساطشان را �قط در بازار مكاره خارج شهر پهن مي كنند.اما به كوري چشم استكبار جهاني ما در ايران پديده اي داريم به نام نمايشگاه كتاب كه به تنهايي كار همه موارد �وق را انجام مي دهد.راستش هر سال كه از نمايشگاه به خانه برمي گردم بلا نسبت مثل اسب از اين شكري كه خوردم پشيمون مي شم و پيش خودم عهد مي بندم كه ديگه پا تو نمايشگاه نگذارم .البته از آنجايي انسان ريشه در نسيان دارد اين عهد ظر� سه سوت به �راموشي سپرده ميشه.خدا وكيلي خر 2 خر تر از نمايشگاه كتاب خودشه.از كجايش براتون بگويم؟صبح اول صبح بعد از تحمل ترا�يك كشدار اتوبان هاي چمران و كردستان با هزار مصيبت خودت را به نمايشگاه ميرسوني و تازه مواجه ميشي با لشگر كارت پخش كن ها كه به زور هزار تا كارت ويزيت و بروشور تو ه�ت سوراخت مي تپونند بعد اش بايد از تونل دست�روش هايي رد شوي كه پيراهن زرد گل درشت طرح هاوايي,سي دي تام و جري,كراوات خالدار بن�ش يا سيخ و سه پايه و ساطور مي �روشند از اين مرحله بگذري تازه يك دختر كثي� آدامس �روش آويزونت ميشه كه به زور بهت آدامس ب�روشه .تو محوطه نمايشگاه كه ديگه صحراي محشره,سي چهل تا بچه مدرسه اي دارند از خستگي و گرسنگي زار ميزنند,يك خانم رئيس داره با مشتري هاش سر قيمت چونه ميزنه, اين طر� يك خانواده هشت ن�ره زيلو پهن كردند,آنطر�تر تو چمن هم يك پسر و دختر جلوي چشم هزاران ن�ر ر�تند تو بغل هم و مشغول مالشگري و شوخي هاي وقيح اندو تازه يك پسر دانشجوي شهرستاني تهران نديده هم با هندي كم از اين بلبشو �يلم مي گيرد.داخل سالن ها هم وضعيت بهتري ندارد,مديران انتشاراتي ها براي بالا بردن �روششان بانوان صاحب جمالي را به خدمت گر�تند كه با لباس هاي تنگ و كوتاه و آرايش هاي اغراق آميز زاهد خلوت نشين را هم از راه بدر مي كنندچه رسد به ...و نتيجتا تو مجبوري با غريزه ات بجنگي و عضو كذايي را سر بزير نگه داري تا بتواني حواست را جمع كتاب ها كني.دسته بندي غر�ه ها در سالن ها به بدوي ترين شكل ممكن يعني بر اساس حرو� ال�با صورت گر�ته براي همين عجيب نيست اگر كتب پزشكي هاريسون2003در كنارآثارژوزه ساراماگوچيده شده يازيبا شناسي سينماوگلشن راز شيخ محمود شبستري با 501 نكته جنسي و آشپزي رزا منتظمي به �روش مي رسند.اما �اجعه آميز ترين بخش نمايشگاه سالن نشر الكترونيك است,اين سالن بهشت آنارشيست هااست .اگر روزي �يلم اين نمايشگاه را براي بيل گيتس پخش كنند احتمالا دچاران�اركتوس قلبي ميشه,آخرين ورسيونlonghorn ويندوز كه قراره سال2006 به بازار بياد سه تا صد تومنphotoshop8+3dmaxstudio+oracle
همه اش 2000 تومن(يعني كمتر از سه دلار),نرم ا�زارهاي ويژه مهد كودك,77 ساعت سخنراني مرحوم كا�ي,آخرين آهنگ ژيپسي كينگ,special forceبازي رايانه اي محصول حزب ا...لبنان راهنماي ساخت وبلاگ در سه سوت و...تمام غر�ه ها هم با خودشان يك 500speakerوات آورده اند كه همه جوره آلودگي صوتي پخش مي كند:ياها هاها هاي هاي!ايتس ايتس!بووم بوووم!!اي قلم سوزلرينده اثر يوخ!تو اين شير تو شير الهي قمشه اي از نمايشگر 15 اينچ سامسونگ معصومانه تو را نگاه ميكند و مي گويد:آن گوهريگانه باقي است جاودانه وين جلوهاي كثرت بر خيزد از ميانه!وتو در شگ�تي كه چرا شيشه ها �رو نميريزدازاين جلوهاي كثرت.ديگر طاقتم طاق شده و حوصله بازديد از نمايشگاه مطبوعات را ندارم سر خر راكج ميكنم و به خانه بر مي گردم. از �وايد اين نمايشگاه همين بس كه از شدت خستگي در اتوبوس به خواب مي روم و وقتي بيدار ميشوم كه سه ايستگاه از مقصد دور شده ام.ولي با وجود همه اين حر�ها سال آينده هم براي باز شدن نمايشگاه لحظه شماري خواهم كرد.

از سوقصد به جان خودم جان سالم بدر بردم

كاملا بدون شرح!