خرمقدس

a site for uptight people

Saturday, August 31, 2002

امروز بدجوري حالم گر�ته است.�كر كنم مريض شدم ,مريضيم هم بيماري رايجيه لا اقل من يكي خيلي از جوونهاي ايراني رو ميشناسم كه اين مرض رو دارند.ر�تم كتر يه مشت anti-depressantتجويز كرد كه همه اش رو ريختم تو دستشويي سي�ون رو هم كشيدم-گلاب به روتون-اخه خودم ميدونم كه چه مرگمه.اگه كارت تل�نتون هنوز عبارتcard invalid
رونشون ميده بايد بگم كه درد من و امسال من بي كسي-به ضم كا� نخوانيد-بيكاري بي پولي وهزار بي ديگه است.نميدونم روزي كه اين مشكلات حل ميشه من چند ساله هستم 24ساله؟30ساله؟50ساله؟يا.....ولي تنها راه حلي كه �علا به ذهنم ميرسه اينه كه هرطور شده تو كنكور اس�ند امسال قبول بشم و دو سال ديگه از زندگيمو در آرامش سپري كنم اما ا�سوس و صد ا�سوس كه يه بيماري ديگه نمي ذاره اگه گ�تيد اسم اين بيماري چيه؟گشادي,گشادي,گشادي!ولي اگه �كر كرديد تسليمش ميشم كور خوانديد! انگيزه هاي من براي برگشتن به دانشگاه قويتر از اين حر�هاست:اينترنت رايگان,بن 2000!توماني كتاب,اردوهاي باحال به سراسر ايران,چمن پلوبا طعم كا�ور!دوستاني كه راه علاجي در رابطه با بيماري خانمان بر انداز "گشاديته"به ذهنشون ميرسه ما رو از نظراتشون محروم ن�رمايند
چاكر شما
خر مقدس