خرمقدس

a site for uptight people

Saturday, March 22, 2003

سال كهنه نو شد,آدمهاي نو كهنه


سال كهنه نو شد ولي ما همان دراز گوشي كه بوديم هستيم.تشعير!:خر عيسي را گر به مكه برند چو بيايد هنوز خر باشد. بالاخره سال نو هم از راه رسيد, يك سال ديگر از عمر ما گذشت و يك قدم ديگر به مرگ نزديك تر شديم,شگ�تا كه اين مطلب براي هيچ كس ناراحت كننده نيست حتي براي خانم هايي كه سن شان را از عالم و آدم مخ�ي نگه ميدارند.تشعير!:مردم از عمر چو سالي گذرد عيد كنند شايد هنوز وقتش نرسيده كه به عرض عمر هم به اندازه طولش اهميت بدهيم.مجله نشنال جئوگرا�يك در سال گذشته اميد به زندگي را در ايران 75 سال اعلام كرد ,به اين معني كه كودكي كه امروز متولد ميشود ميتواند به طور متوسط 75 سال زنده بماند.(ولي اين بدان معني نيست كه اين كودك ميتواند 75 سال زندگي كند.)كاش ميشد سال هاي پر بار و م�يد را هم در عمر تخمين زد تا ت�اوت بين زندگي ما با از ما بهتران معلوم شود.يك ايراني 75 سال عمرميكند,يك نروژي هم 75سال.ايراني 37.5سال از اين 75 سال را در خواب ميگذراند,5سال اش راخودارضايي ميكند,3 سال اش را به ديدن شو هاي دمبلي طنين ميگذراند,6 سال سر چهارراه به جامعه نسوان متلك مي پراند,4 سال اش را در ادب خانه سپري مي كند!2 سال اش را در ص� شير يارانه اي مي ايستد,7سال با دوستان مدرسه ,دانشگاه و سربازي گل واژه(!)و جك هاي كثي� رد و بدل ميكند.3 سال به عنوان تاكسي مرسي در خط ونك-تجريش كار ميكند.2 سال اش را چك بي محل مي كشد و3سال به خاطر چك هاي بي محلي كه كشيده مخ�ي ميشود.وبالاخره 2.5سالش راهم كار ميكند كه از اين 2.5سال تنها شش ماهش كار م�يد محسوب ميشود.در حالي كه يك نروژي 10سال از اين 75 سال را ميخوابد(به خاطر ت�اوت در �تو پريود طول شبهاي تابستاني در اسكانديناوي كوتاه است)40 سالش را كار ميكند,10 سال اش را به امور شخصي ميگذراندو در15 سال آخر عمرش با پول هايي كه براي باز نشستگي پس اندازكرده به مسا�رت دور دنيا ميرودو باعث گردش پول در صنعت توريسم ميشوديك وقت از من به خاطر اين حر�ها نرنجيد,حقيقتا قصدم تخ�ي� دادن ايراني جماعت نبود و نيست,راستش ديگه دوست ندارم خودم و بقيه ايراني ها اسير روزمرگي ها و ظواهر زندگي ببينم.شايد براي گر�تن يك تصميم جدي هنوز دير نشده باشه.از ته دل براي همتون 100 سال بهتر ازامسال آرزو ميكنم.









Thursday, March 20, 2003

بيست ونهم اس�ند


بين روزهاي خدا بيست ونه اس�ند يك چيز ديگه است.بيخود سياسي �كر نكنيد!اصلا قصد ندارم درباره ملي شدن صنعت ن�ت صحبت كنم.امروز بعد از ظهر براي خريد يه سري لوازم
كامپيوتري در بدر خيابانهاي تهران شدم.از ميرداماد به خيابان تخت طاووس,از تخت طاووس به چهار راه ولي عصر,از چهار راه ولي عصر به...و چقدر از اين دربدري خوشحالم.امروز حتي مغازه دارهاي دندوون گرد بازار رضا هم براي زودتر رسيدن به خونه بي خيال پاچه هاي مردم شده بودند. امروز كمتر كسي صداي بوق شيپوري مسا�ر كش ها را شنيد,كمتر صداي �حش و نا سزا شنيديم .امروزاز معدود روزهايي بودكه مردم براي خريد گل و شيريني ص� كشيدند.امروز قيا�ه مردم شبيه پدري بود كه منتظر تولد اولين �رزندشه.�رزندي كه �ردا صبح به دنيا مي آيد.عيد همتون مبارك!اميدوارم سال خوبي داشته باشيد

Tuesday, March 18, 2003

انتظار به پايان ميرسد!درازگوش باز ميگردد

سري جديد خر مقدس همزمان با سال نو منتشر ميشود